-
کندوی عسل
1394,09,21 15:06
دفتر شـــــــعرم چو کــــــندوی عسل لارو.هـــــــایش شعرُ و جــــادوی غزل هر دم این کــــــــندو به رویم وا شود از درونش شــــــــهد تو پـــــــیدا شود شهد و شیرینی نشــــــــانِ شــــعرِ من به! چه شیرین سـت زبـــــــانِ فکرِمن چون سرودم مثنوی را بی جـــــــــدل جا گرفتـــــم در ســــرا ضرب الاجـل بوسه با...
-
شهرخ عاشق
1394,08,10 15:52
دیشب به سرم زد که شَوَم عاشقُ و سارق چند بیت بدُزدم زِ دلِ خاکِ ابارق یک مُلک زِ املاک موقوفهء شاهی. یک بحر دلِ خاکیِ مشتاق صد سکه محبت.. زِ دلِ سینهء خاکی چند بند خجالت... زِ رُخِ آبی مـــهتاب یک صورتِ ماهی .. که شوم محو جمالی چند مصرعی از برگِ گلِ نازِ شقایق یک شوخیِ تبــــــــدار از معدنِ جانی. صد پسته بدزدم زِ لبِ...
-
سرای عشاق
1394,08,10 15:36
دیشب به سرای عاشقان چون رفتم جمله همگی گرد وجودش دیدم نازکش و ناز خر و ناز فروش دست بردم به تمنا، که کنم ناز وجودش سوخت.. دست و دل و دین و همه ء هوش از خویش رهاندم که تو ای ناز! در حلقهء من چون توئی بسیار جمله همگی ناز کش و ناز خر و ناز فروش..... صبور94
-
فروغ بانو
1394,08,10 15:28
قاصدک همره باد همره بویِ خوشِ فصلِ بهار می و موسیقی و پروانه و شمع مه و مهتاب به دورم همه جمع قاصدک رقص کنان می آید خوش خبر، ناز کشان می آید خبر از آمدنی آورده خبر از نقره ماه آورده و تو ای شبنم صبح کوی دل آب بزن رنگ به رخساره مهتاب بزن دف بزن! ولوله کن باد بهار تو برقص سنبل من دخت شهریوری ام می آید پری قصه من از میان...
-
فروغ
1394,08,10 15:26
از فروغـــــــت کلبه ام تابــــــــــــان شده همچو قصرِ شاهی از شاهــــــــــــان شده خانـــــــــــــهء ما از ورودت نازنیــــــــن همچو خلد و روضه رضــــــــــوان شده عطر بخشیدی به این صــــــــحن و سرا این سرا خوش عطر و خوش ریحان شده آمــدی شـــــــــور آفرین لــــــــــحظه ها از قدومــــت، بـــاغ دل ،بستـــــــان...
-
جلوه عرفان
1394,07,30 10:13
#جلوه_عرفان #لووپ #گردون#شعر_نو #فرحناز_هرندی_صبور شمس نیَم که کِشم ترا به طلوعی دوباره در خودت حذر از این قمار!! که از درون تو بتابد بر عالمی هزاران شمس.
-
پیرهن شفق
1394,07,24 20:09
چون رند غزل نوشی از افق غزل نوشید کفش نازماه دزدید پیرهن شفق پوشید جرعه ای غزل نوشید طعم این غزل گس بود یک چکامه ای را چید از لبی که نورس بود آن چکامه شیرین بود همچو قند لبهایش او چکامه را نوشید با دو جام صهبایش دزدانه دلش رقصان رقص گل و پروانه از لرزش دل ترسان گُم در دل میــخانه بی نوا چه می پوشی از جام که می نوشی یک...
-
به خدا...
1394,07,07 21:25
خواب دیدم که لبم را تو شبی بوسیدی با لبت، کل غم و غصه ی من را چیدی کاش می شد بنویسم که چقدر تب کردم من از آن شب، هوس بوسه و آن لب کردم کاش می شد بنویسم که چقدر بی تابم در خیالم، همه شب در بغلت می خوابم کاش می شد بنویسم که تو ای مونس جان لب و آغوش و تنت، امن ترین جای جهان من از آن لحظه دلم را به دلت باخته ام فرش جان،...
-
دخترک غزل باف
1394,06,22 16:16
دخترک غزل بافی شده ام گره افتاده میان کلاف اشعارم چگونه باز کنم گره های یادی که مونس تنهایی من است و چگونه ببافم شعری که خالی از گره های یاد تو باشد تمام شب رج به رج .......خیال در خیال ترا میبافم دستان گل و ترنج را به کمک گرفتم عشق تار میزند... هزاردستان میخواند و من میبافم ضربه های محکم تارِعشق بر پودِ اندیشه ام ذره...
-
نان عشق
1394,05,08 10:24
من نان عشق پخـــته ام در تنور انتــــــظار سوخت خمیر دلم، نپخته در تنور انتـــــظار در فراقش چون گندم در صحرا جا مانده ای نان عشق خواهم لقمه لقمه از تنور انتــــظار صبور....