-
اختر چرخ ادب..پروین
1394,11,13 08:08
خدا را بین،ترا در خواب دیدم و چون مهتاب ترا جذاب دیدم تو اختر بودی و من ماه دیدم درون برکه من ناگاه دیدم کشید آن رخ برون از آب.مهتاب چو دید پروین عالمتاب.مهتاب در آن برکه فقط جای تو میشد و مه شرمنده از ناز تو میشد من و تو شاعری پیروز بودیم به دور از بازی هر روز بودیم کنار برکه با هم ما نشستیم سکوت شب به شعری ما شکستیم...
-
مارال
1394,10,12 08:52
به شکار غم اگر می آیی نرم و آهسته بیا نکند رم کند این وحشی دل ناز
-
شبخیز
1394,10,05 10:36
خان زاده ی تبریزم، شعر خوان که تب ریزم چون باده ی لبریزی، صد بوســــه زلب ریزم در تاری شبـــــــــهایم در بزم دو صــــهبایم شعر و غزل از لب ریز، شَه عابد شبـخیزم صبور
-
همدم
1394,10,04 10:03
میزنم بر تار تنهایی بخوان همدم شبهای شیدایی بخوان عاشقم باکی ندارم زین جنون میزنم بر طبل رسوایی بخوان نازی
-
شمس
1394,10,03 21:42
باکی نیست بگذار شمس باشم عاشقت کنم.. شمسی باشم پرنده روح بیقرارم را به پرواز می دهم و گم می شوم در ناکجاباد و ترا غرق در عرفان صبور94
-
توسن
1394,10,03 21:24
وحشی ام رامم نخوان آسوده ام در دام عشق من ... وحشیِ زرد چامه ام سرخی ندارد خامه ام آسودگی از من مگیر بر این تهی مغز دلم هرگز گُلم خرده مگیر رامم کنی گم می شوم در مشکبوی وحشی ات. خاکسترم ؛؛ پیدا کنی در شعله ی تحریری ات رامم نخوان! بر وحشی افکارِ من انگشت احساست مزن سرکش ترین شر می شود شرش گریبان می شود آسوده ام در دام...
-
خیمه شاهانه
1394,10,03 21:22
ای یـــل دانــــــــایم به شــــــبی یلـــدایی در دل شیـــــــــدایم خیــــمه ای رویـائی در درون خیمـــــــه همچو شـاهی بودی بزم عشق و مسـتی به نگــــــاهی بودی من صـبوری شاعر شـعرِ من رقصـــنده نرگـــسِ شــــهلایت بر تنـــش ســــوزنده چشم مستم می خواند غزلم می رقصــــــید این دل طوفـــــــــانی گردِ عشقت چرخـــید آن...
-
زاده تبریزی من
1394,10,03 21:10
ای زاده ی تبریزم، شعر خوان که تب ریزم در محـــــضر لبهایت، صد بوسه ز لب ریزم شعر و غزل از لب ریز، خان زاده ی تبـــریزم در بزم دو صهبایت، من بــــاده ی لبریزم صبور 94
-
شرنگ
1394,10,03 21:10
زهر داشت جام نگاهی که حلاوت گناه را به کامم چشاند صبور 94
-
لووپ ناز2
1394,10,03 21:03
کناره جوی از خواری و زاری همدم گل شو همه عمر چون سبزه و چمن در کنار جوی صبور94