-
کجاست آنکه شوکت ستمگران را در هم می شکند؟!
1397,08,25 08:44
یا غیا ث ا لمـــستغیثین باز آدینه ای از راه رسید و ندبه ای که مامن اشکهای سرگردانم شده.. ای خدایی که در عرش، استقرار ازلی داری و رجوع همه عالم به سوی توست .. به درگاهت ضجه از دل بر می کشم تا شاید ناله ام به عرشت برسد و به ظهورش غم و اندوه را از دلم برهانی کجاست بقیه الله؟! کجاست صاحب روز فتح و برافرازندهء پرچم هدایت...
-
آجرک الله یا صاحب الزمان (عج)
1397,08,24 18:39
سالروز پرپر شدن یازدهمین گل بوستان امامت و ولایت، تسلیت باد.
-
کرو لال
1397,08,24 10:36
-
سوز تنهایی
1397,08,22 14:47
نمی سوزم که بسازم با خاکسترم، شعر نمی سازم که بسوزی و خاکستر شوی با شعر اما عجب سوزی دارد، سرمای جدایی!! nazi.s.s
-
غم شبانه
1397,08,21 07:47
شده یک شب ز غم عشق، غزلخوان بشوی همچو عشق آفت جان، آتش بستان بشوی؟! شده یک شب بشوی شاعر شیرین سخنی و به زعم غزلت، ساقی رندان بشوی؟! شده بحری بنویسی تو طویل در دل شب و تو در بحر طویل، غرق و پریشان بشوی؟! شده شعرت بزند چنگ و چــغانه دلِ شب و تو از شور غزل، واله و حیران بشوی؟! شده طرحی بکشی، نیمه ی شب بر رُخ شعر همچو ناز...
-
بیا..
1397,08,21 07:39
بیـــــــا ای فــصل سبز باور من تمــوم واژه ها خشکیده از درد بیـا که پاره کرده این سکوت رو صدای سرفه های خشک نامرد nazi.s.s
-
رو به زوال
1397,08,21 00:58
شعر و شرابت می شدم، هر شب خرابم می شدی حال سرکه ام رو به زوال، بی وقفه پرپر می شوم بیت لبم شعر تو بود، هر مصرعش دست سکوت یک مــــــثنوی ام، لالِ لال، بی وقفه پرپر می شوم گـم می کنی شعر مرا، در هــــای و هوی خاطرات داد می زنی و قـــیل و قال، بی وقفه پرپر می شوم رقـص نــــگاهت دیده ام، روی سِـنِ اندام یار باریک کمر،...
-
سلطه جنون
1397,08,20 13:25
تو نیستی تو نیستی تو نیستی و دوباره گم شدم میان حجمی از بلوغ شعر میان شهوتی پر از شراره های غم فشرده حس شُوم درد دوباره سینه های سفت فکر بمیری ای تبلور ظهور عشق که بعدِ رفتن دوباره ات دوباره مرده در تمام این دلم زبانه های سرکش غرور تمام نای خسته ی نفس کشیدنم مرا کشانده پای چاه آرزو دوباره جفت کرده ام تمام کفش های...
-
کابوس های شبانه
1397,08,19 15:28
دیشب دوباره میان کابوس هایم گریه کردم پوچ بودم پر از هیچ، سرشار از تهی ها ناله هایم با طنابی بافته از موهایم به عرش می رسید. خودم دیدم خدا هم گریه می کرد برای حال زارم امن یجیبی می خواند "سوزناک" دوباره کابوس هایم درد داشت ابلیس جای گلبول های سفیدم دانه های آتش می کاشت می سوختم میان تبی جانکاه فرشته ها...
-
دختر بادیه
1397,08,19 09:25
بادیه ات را بیاور، مرد بارانی اشک ها سروده به عشقت دختر بادیه. nazi.s.s