| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
| 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
| 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
| 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
| 29 | 30 |

چه سود!
اشک ها را
برای شستشوی مزارم نگه دار
بالش
بال پرواز میخواهد
برای رویاهایت
اشک ها سنگین ترش می کنند.
نگو که نام من ورد زبانت شده
نه نای دل خریدن مانده
نه از نازی ته مانده ای
مرا بگذار و
بگذر و
مرا
به نام کوچکم
صدا مزن
کوه ها
پژواک نامم را
درد می دانند
ورد زبان...
درد نهان
چه فرق می کند
وقتی تو هم
چون کوه
سنگی...
سنگ شدی
و سکوت کردی
سنگ شدی
و شیشه احساسم را
نشانه گرفتی
سنگ شدی
سنگ دل
هر چند
سنگی...
اما
هرگز ترا
برای سنگ مزارم
آرزو نخواهم کرد
گفتی
مرده ای متحرکی
خرابی و خیرات می خواهی
و من...
از آن روز
برایت خیرات می کنم
اشک هایم را
شعرهایم را...
فرحناز هرندی
۲۷ آذر
روز بارانی