-
نرو..بمان
1397,07,20 03:00
-
حواس پرت
1397,07,19 12:54
-
بخت سی آه
1397,07,19 10:58
سیاه شد بخت سپیدم سپید شد موی سیاهم رفت و هر دم آغشته به هر نفسم سی آااه
-
ای کاش......
1397,07,18 23:53
دلداده ی شاهی شده ام صورت او ماه او یوسف نازی ست که افتاده در این چاه ای کاش که از راه نرسد قافله ای تا... او را ببرند ، حسرت او می کُشدم...آااه
-
گاهی خود را ببوس
1397,07,17 11:14
سعی کن اطرافت را با افرادی پر کنی که درکت کنند و در نهایت خلوص باورت داشته باشند و ترا میان هجمه ای از توهمات و ناباوری هایشان، گیج و مغموم نکنند. به کسی تکیه کن که ترا شاد کند نه اینکه هر روز غمی بر غم هایت بیافزاید. به کسی که حس و عشق و ارزش ترا دست کم می گیرد و هر دم به جای بالا بردن جایگاه تو، ترا با سر بر زمین می...
-
دوستت دارم
1397,07,16 21:05
من تمام خود را دویده ام برای رسیدن به تو تو در من زندگی می کردی بی آنکه داشته باشمت
-
هم سایه
1397,07,16 18:46
آرام ترین آدم آبادی خویشم آه ست ... که هم سایه شده با دل ریشم Nazi/salehi/sabur
-
دلشکسته
1397,07,16 13:06
معبود من! عجب حال قشنگی داشتم پیش نگاه تو!! آرامشی وصف ناپذیر. دائم در ذهن مرور می کردم.. چه تفاوت فاحشی ست بین دل شکستن و شکسته شدن دل. معشوقه های زمینی دلت را می شکنند. اما در کنار تو شکسته های دلم بهای الماس پیدا می کنند... نازی(صبور)
-
علیرضا آذر
1397,07,16 08:49
گاهی حس و حال اونقدر بد هست که دست و دلت به قلم نمیره اما با خوندن بعضی شعرها نگاه و احساست به دنیای شعر عوض میشه و شعر زیبای علیرضا آذر یکی از اون شعرهاست جای ستودن و تحسین داره این قلم زندگی یک چمدان است که می آوریش بار و بندیل سبک می کنی و می بریش خودکشی،مرگ قشنگی که به آن دل بستم دسته کم هر دو سه شب سیر به فکرش...
-
سماع عارفانه ناز
1397,07,15 12:54
به نام حضرت عشق حرمت عشق و عاشقی را پاس میدارم می جنگم با هر پلیدی و پلشتی که در ستیزست با عشق گوشه خلوت عارفانه ام،، با پای دل سیر میکنم در وادی عرفان دانه ای میشوم در دل تسبیح بی بی زمان و می چرخم همراه هر دانه در تسبیح و سبوح تا رسیدن به باور بودن تو به گونه ای عاشقانه غرق میشوم در عرفان،، خالی میشوم از هرچه غیر...