-
شب یک شاعر
1397,08,15 07:06
دردی نقطه دار... شبیخون زده به دیدگان و ربوده خواب را از بی قراران تشنه به خواب با دهانی باز و خیره مانده به سقف غلت میزنم در بسترم باید که چنگ بزنم مغز احساس را در تشتِ دل آنــــــــقدر،، که پاک شود از چرک واژه های موذی بچلانم از واژه ها و پهن بر پرچین پلک تا احساس خواب،، سنگینی کند بر پلکِ غارت زده چرخشِ تن در بسترم...
-
نفس واحده
1397,08,15 07:04
یا خالق آفرینش من آغاز حقیقتی و اعتبار وجود طبیعی ام. پیدایشی ظلمت سه گانه پدید آمد خلقتی در پس خلقتی و اینگونه شد آفرینش من با احترام صبور خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ ( آیه 6 سوره مبارکه زمر) طبق مفاهیم قرآن همه انسان ها از نفس واحده (حضرت آدم) خلق شده اند.
-
تمام هفته جمعه
1397,08,11 20:50
یادش بخیر تعطیل می کردم تمام روزهای هفته را تا.. جمعه آغوشم فقط برای تو باز باشد بی هیچ خستگی. بعد از تو تمام لحظه های کسل کننده و کشدار هفته خلاصه شد در عصر جمعه Nazi.salehi.sabur
-
ترانه (عالیجناب شعرهای شبانه 2)
1397,08,10 10:57
دل را رها کن در هوای من در امتداد فصل تنهایی در امتداد بغض دلگیرم در زیر باران های رویایی قدری بمان ای مهربان من من بی تو یک احساس خاموشم من بی تو بغضی سرد اشکم را هر شب درون خانه می پوشم بعد از تو چشمانم نخوابیدند در اضطراب درد و بیماری جا مانده تصویر تو در رویا لعنت به این ساعات بیداری پلکم پرید و اتفاق افتاد هی با...
-
Autumn
1397,08,08 16:47
Autumn, as it always, became cold and calm. The smell of childhood nostalgia made Shame a bitter stroke. It was as if I was waiting for new news from the field of love, and I understood this from my dismay. The strange sense of my childish attitude was gutting me from last night, and I scattered like a child's school...
-
monster
1397,08,07 14:50
What is the wall to my head? With you! Which mountain? until the... Let's go Yet my monster!
-
جا مانده
1397,08,04 21:11
آرام جانم این لحظه دل نه زبان فلسفه می فهمد نه منطق یکپارچه عشق است و دلدادگی مالامال از غم فراق جا مانده ای از قافله عشاق کوله بار دلتنگی را بر دوش می کشم قمقمه ی چشمهایم را از اشک پر می کنم دلشکسته و نالان با پای دل عزم سفر می کنم و راهی حرمت پرده حریر چشمانم را می بندم پرچم دست را با احترام بالا میبرم و بر سینه می...
-
یک بغل غم
1397,08,01 16:58
-
سرشار از تهی
1397,07,20 18:13
سرشارم از تهی روزه ای گرفته ام از جنس سکوت هر چند می دانم شاید هرگز افطاری نباشد.
-
عمیق تر نفس بکش
1397,07,20 18:09