-
هوایی از جنس ...
1398,02,12 09:04
می نشینم گوشه ای غم بخورم نه به یکبار که کم کم بخورم بعد از آن روز ح(ه)وایی شدنم قول دادم مثل آدم بخورم. فرحناز هرندی(صبور)
-
یانیخ کرم
1398,02,09 08:13
من از دیار کویر از تبار سهیل تو از دیار حریر از تبار هلال....... با عجله خود را به جایگاه رساند، نزدیکترین جای خالی را انتخاب کرد، بی صبرانه و مشتاق در انتظار اجرای باشکوه استاد عاشیق علیشاه نشست. هیچ چیز مانع غوطه ور شدن او در کابوسهای شبانهاش نمی شد، بی توجه به همهمه و شلوغی اطراف غرق بود در گذشته، که ناگاه با...
-
ش عرهای سربریده
1398,02,06 23:24
خسته از دویدن ها خسته از بیهوده پرسه زدن میان مرزها خسته از صبوری کردن ها در سکوت نشسته ام به تماشای سایه ی وهم آلود خویش مجهولی جاهلم با جهانی مملو از جبر شاعری قاتل که سربریده سر تمام "ش.. عر"هایش را در آغوش گرفته تمام تنهایی خویش را و حدیث تلخ بغض و حجم مرگ آوری از ندامت را سبک سنگین می کند. فرحناز هرندی
-
هس هس نفس هایم
1398,02,05 00:09
امشب صدایی سرد می آید از سمت گوری که مرا خوانده هس هس! نفس هایم!! ن ف س هایم ن ف س هااا..... به به دهان گور باز است در انتظار بلع اندام است با چشم باز و خسته و خاکی در انتظار یک نفس هستم نه! هس هس ! نفس هایم نمی آیند مرگ است که چنگ انداخته بر جانم. آرام می خوابم میان خاک آرام می میرم در خویش حالا نفس هایی که می آیند...
-
دنیای وارونه
1398,02,04 20:08
کاش زندگی ما از گور آغاز می شد با کفنی سفید، سر از گور بر میداشتیم و پیر و با تجربه زندگی را آغاز میکردیم. چه لذتی داشت وقتی روز به روز جوان تر می شدیم و دردهایمان هر روز کمتر . کاش آخرین لحظات زندگی روزهای ناب و پاک کودکی مان بود و لخت مادر زاد برمیگشتیم به رحم مادر،،"سمت بهشت" کاش یکی دنیایمان را سرو ته می...
-
بانو
1398,02,04 14:54
تموم حس و حالم مرده بانو دل عاشق رکب ها خورده بانو جنون و بی شعوری رقیبان دل غمدیده رو آزرده بانو ............................................. چو شاخ خیزرانی در فغانم نحیف و زرد و بی نام و نشانم نخواه از دل بسازم سایبانی ببین بانو سرآغاز خزانم فرحناز هرندی/صبور
-
شرمنده ام آقا..سلام
1398,01,31 06:39
هر شنبه پشت سرم،جمعه ای جا مانده در غبار باز می نشیـــنم تمام هفته را در انتـــــــــــظار شرمنده ام آقا....سلام.....مطلــــــب تازه ندارم تمام حرف دلم،، همان درد کهنهء در انتــــــظار صبور بهار94
-
دام سکوت
1398,01,30 00:57
وقتی صدای شاعری خسته اس یعنی که پرهای دلش بسته اس باید بترسی از سکوت سرد وقتی که صیادش از این دسته اس فرحناز هرندی/صبور
-
عقربک
1398,01,28 21:02
یا شافی در گذر از خاطره ها وعده گاه عشق! کنار حوض فیروزه همان میعاد هر روزه لمیده روی تختی شاد قیژ قیژ خنده اش چون مستی پیران فرسوده. نگاهم خیره در چشمان مخمورت و من محوِ خمارِ چشمهء نورت. چه زیبا مینشست مُهر لبهایت سر سجادهء پیشانی ام و من سجده به محراب دلت. چو می رقصید زلفم در آغوش نسیم مست غمی ویران کننده موج می زد...
-
بی حوصله
1398,01,27 23:47
افسار دلــــــم ز دست من در رفته این حوصله از بی کسی ام سر رفته افسار زنم بر دهن خرد و سخیفش گویی که همه عمر پی شر رفــــته فرحناز هرندی