-
عاشق ترین آدم...بیا
1395,02,18 23:36
این منم شیدای تو مجنون ترین مجنون بیا بی قرارم در هوایت بی هوا یک دم بیا این که می بینی نشسته در گذر تا بگذری این منم حوای تو عاشق ترین آدم بیا
-
صبحی دل انگیز
1395,02,18 09:22
برخیز و به تماشا بنشین جلال و جبروت پروردگارت را. آسمان؛ چادر سیاه از سر انداخته. پیراهن حریر آبی اش با تک دکمه خورشید گرما بخش ترین منظره است. زمین؛ پوشیده دامنی از جنس گل های بهاری. شمیم گل های عفیف دامنش هوش می برد از دل عالمیان آواز مست شکرانه قمریان و چکاوکان. دخت سپید روی صبح؛ سوار بر درشکه ای از جنس نور با...
-
خیانت خنیاگر
1395,02,17 18:59
طنینِ پایِ خنیاگری عاشق در راهروی جان. با گام هایی درشت بافته چهره ای پر زاویه چشمان نافذش چون درفش براق.. پیچیدم اندام خوش تراش را در نگاهی نوازشگرانه. من! پری چهره ای قدیسه و عشقی سوزان که می گداخت سنگفرش روان را. روحم..... مسیح احیا شده ای به سمت آمائوس و تو یهودا صفتان شش دانگ خواندی آواز خیانت را. ارتعاش شیشه های...
-
ترکش بوسه
1395,02,17 18:40
ای دلم... آماده شو؛ رزمایش است یار؛دائم در مُد و آرایش است پشت رُژ یک هنگ پنهان کرده است کشته هایش در پی افزایش است.
-
چهل تکه
1395,02,14 16:31
خیاط ماهریست معشوقه ی گلم خوب وصله کرده او پیراهن دلم گاه میزنه کوکی با اشک و خاطرش غم پاره میکنه با چشم ماهرش وقتی که تنگ میشه پیراهن دلم با قیچیِ بوسه می شکافه مشکلم با تکه های عشق وصله شده دلم چهل تکه ی نازی بر قلب خوشگلم
-
مظهر العجایب
1395,01,31 20:33
به نام حضرت عشق شب به نیمه رسیده چشم خیره به سطح نیلگون فلک؛ شبی سخت تیره و عمیق ، نه از ماه مهتاب فرو می ریزد نه خبر از درخشش شب افروز چشمک ستارگان است.مغز یارای جوشش و کوشش ندارد؛ دامنه لغت کوتاه و آشوب بی پایان...کو آن کلماتی که بتواند احساس را ترجمه کند و کو آن زبان که بتواند در وصف مظهر العجایب بسراید. با آشوبی...
-
اقرار
1395,01,30 10:08
دلخسته ترینم .... در این گنبد دوار هر گاه رسد پیچک مرگ بر سر دیوار تا حال بپرسد... ز منِ خسته ی بیمارِ خودآزار من لب بگشایم به سخن: اقرار..... اقرار یار برده نفس های مرا، نیست مرا جان اندک نفسی مانده در این تن باقی همه را نیز..... تو بردار . نازی صالحی_صبور
-
ش ک س ت
1395,01,29 00:04
لعنتی! آنچنان ... پشت پا بر احساسم زدی که شعرم در گلو شکست
-
لعنتی!
1395,01,28 23:58
لعنتی آنچنان پشت پا بر احساسم زدی که شعرم در گلو شکست
-
درک کن نه دک
1395,01,28 23:54
فاصله درک کردن تا دک کردن فقط یک حرف است رمز دوست داشتن دیگران درک آنان است.