-
تسلیت درگذشت استاد حمید سبزواری
1395,03,22 21:27
« إنا لله وَ إنا إلیه راجعون » استاد «حمید سبزواری» شاعر پیشکسوت، پدر شعر انقلاب، سراینده آثار مشهور و ماندنی دوران انقلاب و دفاع مقدس آزاده و ادیب بلند آوازه و یار دیرین انقلاب دعوت حق را لبیک گفت. درگذشت این شاعر سخنور مایه اندوه دوستداران شعر و جامعه شاعران است. این ضایعه اندوهناک را محضر مقام معظم رهبری، خانواده...
-
ترنم شبانه
1395,03,20 11:27
اگر هستی اگر بی من اگر نیستم کنون با تو به لحظه لحظه ی عمرم بسوزم من برای تو به شب های منِ تنها نباشی تو نباشم من بمیرم من بدون تو ببین با من چه کردی تو عزیزِ مهربانِ دل نخواهم تاج و تختی را چه خواهم از همه دنیا فقط یک بار نگاه تو شوم عمری فدای تو
-
یاد ایامی که..
1395,03,18 20:41
درد دارد مثل طلوع خورشید آهسته آهسته بیاید.. گرمی تشعشع خورشید وجودش را در درخشش تک تک سلوهایت به وضوح ببینی و جان بگیری به ناگاه بگویند هنگامه ی غروب فرا رسیده و تو میان این سوز و تاریکی بمیری آرام آرام سخت ست آنجا که نفسش آرام آرام با روحت تنیده شود مثل خون در رگ هایت بدود تا جایی که نفس کشیدن بی او را هرگز نخواهی....
-
عشق ممنوعه
1395,03,18 18:52
پرچم عشق من بالاست، می بینی؟! عاشق تو، دختر حواست، می بینی؟! میوه خورده از جنس ممنوعه آنکه سهم یک لیلاست، می بینی؟! وارث ست ! چه وارثی در این دنیا!! سیب ممنوعه خورد، مادرم حوا خورده ام، چوبِ خوردن او را در پس ویار او، چه بی هـــــوا گیج ، مبهوت میان هبوط و سقوط چه سقوطی بوده در پی هبوط! کاش مادرم شبانه نمی زایید کاش...
-
لبخند ژکوند
1395,03,18 13:07
-
غروب پرستو
1395,03,18 11:48
مرا ... نه شهامت دل کندن از زمین است نه رقصی کوبنده بر زمین. نه پروایِ پروازی بی پروا نه غرقی غریبانه در آغوش غروب. دیـــــــــر رسید این پرستوی خسته در انتظاری نهایتِ درد با بال هایی زخمی از رنج زمانه. کاش بال پروازی بود، حتی زخمی و رنجور، تا می پریدم دوش به دوش باقیِ مانده ی پرواز را تنها با تو ، در غـــــــروبی...
-
ماه عسل
1395,03,18 11:38
به به! رمضان ، ماه خدا عطر دعا شور و صفا می آید بر سرِ کوی و به هر بام کنون نغمه ی ناز اذان و ربنا می آید نازنینا! پُر نگشت، پیاله ات در شعبان؟! کاسه ات زود بیاور بر سر خوان پر از برکت او رند و بیمار و خطا کار و گدا می آید کوله ات پر شده از بار گناه؟!! بیم مدار ماه غفران و نیایش، ماه خالص شدن از کبر و ریا می آید...
-
یاد ایامی که..
1395,03,18 10:27
یادت هست گفتی : مرا غرق کرده ای در عشقت؟! گفتم: تو که خود دریای عشقی نجات غریق من! یادت هست گفتی: مرا دعوت کردی به ضیافت لبانت؟! گفتم: دلخوشم که از گیلاس لبانم مست کنم ترا به جرعه ای شعر یادت هست گفتی: تمام دلخوشی من تنفس عطر شکوفه های اقاقیای لبان توست؟! و من گفتم: شاید... روزی مرا نفس خواهی کشید وقتی به هوای تو در...
-
گندم بریان دل و ...
1395,03,18 08:56
غم عالم همه بر جان من و نان من است جانانم شده ام کافر چشمان تو و رفته همه ایمانم سوخته این خرمن جان؛ صاعقه ی چشمانت رفتی و شعله ی عشق؛ مانده هنوز بر جانم نازی هرندی/صبور
-
سرد و ساکت
1395,03,18 06:58
شبی از کوچه ی خیال من گذر کردی عطر حضورت تمام پنجره های احساس را عاشق ترکرد ای سرکش ترین قرار بی قراری هایم!! وقتی در امتداد نگاه خسته ام وزیدی و عشق را شعله ور کردی قلبم... لابلای کوچه های شب پا به پای شعله های آه تو سر می خورد. فدای لبهای تب آلودت که با هر هجای تازه ام می خندیدی و.. و من گم می کردم بغض ها را میان...