-
ای گل بی خار من
1397,02,14 15:09
سنگ منم شیشه منم نور من اشرف مخلوقم و مغرور من آمده ام با تو صبوری کنم از هوس و وسوسه و تیرگی از همه ی رنجش و نامردمی از غم هر حادثه دوری کنم حرف بزن سنگ صبورت منم دل نشکن جام بلورت منم خورده انار دلم از غم ترک بس که دل آزرده شدم در فلک پر شده از خشم فرو خورده ام این دل افسرده ام تا که تو باور کنی ای گل بی خار من حرف...
-
کجاست آنکه شوکت ستمگران را در هم می شکند؟!
1397,02,14 11:52
یا غیا ث ا لمـــستغیثین باز آدینه ای از راه رسید و ندبه ای که مامن اشکهای سرگردانم شده.. ای خدایی که در عرش، استقرار ازلی داری و رجوع همه عالم به سوی توست .. به درگاهت ضجه از دل بر می کشم تا شاید ناله ام به عرشت برسد و به ظهورش غم و اندوه را از دلم برهانی کجاست بقیه الله؟! کجاست صاحب روز فتح و برافرازندهء پرچم هدایت...
-
چه کنم با غم چهل؟!
1397,02,13 14:36
عقل چون چوپانی بی رمه سرگردان به دنبال پریشان واژه ها در کوچه پس کوچه های چهل سالگی چهل... گویی چاهیست بی ستون که فرو ریخته در آن چهل ستون از عمر چون به چهل رسی چپاول می شود سیاهی مو به دست پیرزن چال به گونه ی روزگار و شروعی ست برای پچ پچ های طوفان پیری در دالان های پیچ در پیچ و چروکیده چهل یعنی جمع کردن جل و پلاس...
-
نجیب ترین ناجی
1397,02,11 18:15
ترا چه بنامم ای فراتر از کلام! تو که زیباترین جلوه ی گذشت و صبوری را به بهترین شکل، در برابر دیدگانم به نمایش گذاشتی به حق که در کلاس تو درس گذشت و مهرآفرینی را آموختم. پرتو مهربانی تو جهان تاریک نادانی ام را سرشاراز فروغ و روشنی کرد. ستوده باد نورافشانی ات ای مهربانوی خوبی ها چون ناجی نجیبی با زمزمه ی محبت دست این...
-
یا صاحب الزمان (عج)...عجب روز دل انگیزی شود!
1397,02,10 12:38
عجب روز دل انگیزی شود! وقتی که... هوا؛ هوای بهار باشد ؛ سایه داری چون چنار باشد و... صدای جویبار و شراب انار و نگاه یار هم، خمار باشد. غزل بخوانی و صف بی قراران... هزار هزار باشد. صبح جمعه ای بیاید و کلید کعبه هم؛ به دست مبارک... آن شه در پرده شهریار باشد و.. ندای نوید آسمانی ظهور به دو عالم رسا و آشکار باشد و روشنی...
-
اجلاس جهانی شاعران
1397,02,08 14:42
-
محرومان کوی عشق
1397,02,07 12:53
-
استادان تبریزی
1397,02,07 12:47
استاد عاشیق علیشاه استاد فرخی قراملکی
-
تبریز2018
1397,02,05 00:16
شهر تبریز ست و یک دنیا شکوه و معرفت ای دلم دوری ز مُلکش، بر تو بادا تسلیت مانده ای جا مانده ام از ملک عیاران دهر می فرستم زنده یا این مرده دل را، عاقبت پاره کردند رشته ی وصل مرا آنا و طن از بهشتم رانده اند، دور م ز جاه و منزلت گر چه دورم از تنت، اما تنم تب ریز عشق بی تو این جان و تنم هرگز نخواهد عافیت قلب من همچون...
-
مُردی بهشت من!
1397,02,04 16:48
مُردی بهشت من... مُردی! و من، تا همیشه ... تمام اُردی بهشت هایم بوی جهنم می دهد فرحناز هرندی(صبور)