-
تو مرا...
1397,03,16 13:01
-
چرا رفتی؟ چرا من...
1397,03,14 11:35
-
اشک قلم در قدر
1397,03,13 23:39
شب قدری نوشتند سرنوشتم از آن شب قلم پر اشک کردم به روی تک تک سلول هایم محمد(ص) یا علی ها را نوشتم و من خوشبخت ترین موجود عالم که در این بیکران هم صفای جمکران گشته بهشتم
-
شهریار دلم
1397,03,13 14:01
میان باغ خاطرات پدر قدم می زدم پشت جنگل سبز چشمانش دریای آبیِ اشک بود و پشت این دریا کوهی از غم و پشت پدر از این غم...خَم اما من هنوز مثل کودکیم او را استوار می بینم و پشتم به بودن پدر گرم است. هر خرداد که از راه می رسد بی اختیار شانه های جوان اما تکیده پدر در ذهنم نقش می بندد آن خردادی که مادر را به دستان خاک سپرد و...
-
هنوزم دوستت دارم..
1397,03,13 12:08
داشتم توی آرشیو تصاویر دنبال یه عکس خاص می گشتم یه لحظه نگاهم میخکوب شد روی این عکس دقیقا خاطرم نیست چندمین روز سفر بود که این عکس رو گرفتم اما خوب در خاطرم هست که لحظه نماز ظهر بود و با زندایی همسرم خانم(فاطمه صالحی) با هم بودیم کلی باهاش خاطره دارم هم با فضای این عکس ،هم لحظه ی گرفتنش هم.... هم........... هم این...
-
هویت
1397,03,13 00:40
من از قبیله ی هیاهویم از طایفه ی بیداد به آتش کشیده ام جهان جسمم را "وحشیانه تاخت زده ام" به لرزه درآورده ام ستون کاخ اندامم را. عشق را پیش چشمان مضطرب کشتم. تپش های قلب را زیر سم اشکها لگدکوب کردم "قیامتی به پا کرده ام" وحشی و ویرانگر به مرز نابودی می کشانم روح عصیانگر را. در پس دیواره های جهان...
-
کرو لال
1397,03,12 18:03
-
..
1397,03,11 13:19
بس کن گل نازم ، قهرت منو کشته قلبم شکست اما.. عکست توی مشته بی من دلت خوشه، بی تو چه دلتنگم دل سنگ ترین دلدار، با غصه می جنگم آیینه های شهر، پر شد ز بوسه هام برگرد مرا ببوس، ای شاه قصه هام برگرد و شاهی کن، بر تخت سیمینم فرهادترین بمان، ای شاه شیرینم بشنو صدای دل، دلتنگ و بی قرار در چنگ غم افتاد، ای طالب شکار بی تو چه...
-
مرگ من، بخوان واژه های وارونه ی خفته در آغوش هم را
1397,03,09 15:48
به هوش باشید دهانِ عقل باز و چشم گوش بیدار کنید هر دَم، مدِ فریب می کوباند موج نگاه را به صخره های گناه و بی خبر از انتظار، کی، یک به یک بمیریم غریب کاروان می رسد تهِ امروز،زور ما به دستان اجل نمی رسد از زا به راه بودن بیزارم کوزه ی ترِ تن را شکستم و نشستم لب پنجره ی کالبد اجل آمد نوشید نسیم مرگ شعله ی زندگی ام را مدت...
-
رنگ دویده ها
1397,03,06 17:43
دیشب میان رویاها روییده بود بر سرخی گونه ایم دشتی از گل های اشک صبح... گل های سرخ و خیس خورده ی بالشم قد کشیده بودند زیر اشک ها!!! رنگ دویدگی و رنگ پریدگی تنها شباهت گونه ها و بالشم بعد از رویای خیس شبانه بود. نازی صالحی/صبور