-
با عددها حس من را جمع مبند
1398,05,23 13:04
شعرهایم را به هم می بافی و من ستم های ترا با وهم خویش هی مزن بر گرده های شعر من طعنه های تلخ و تند با طعم نیش تو چه می فهمی از این احساس من از غم و از غصه و از حال ریش هر چه می خواهی بخوان من را کنون... "سنگ دل؛ بی تفاوت ؛ دل پریش" شاعرم بی پرده می رقصد قلم دلخوشم با واژه های تلخ خویش فرحناز هرندی/صبور
-
بگو..
1398,05,16 10:15
در امتداد نگاه نیمه برهنه ات این منم زنی دیوانه با چشمانی تب الود ضربانم؛ ضربه های پریشان می نوازد برقص! با ضربه ها بر قبیله ی اندامم بگو با پایکوبی اینهمه مستی چه کنم در حفره های عطش ناک کدام شب رازآلود؛ پنهان شان کنم؟! بگو... با چرخش هرم نفس هایت لابلای گیسوان پریشان، چگونه می توانم بپوشانم عطر مست کننده ی نارنج های...
-
حسرت
1398,05,15 09:40
-
بی عدالتی
1398,05,10 08:10
هیچ وقت قضاوت نکن برای آنچه که بر سرم آمده و تو نمی دانی.
-
بی مصرف ترینم، رو به انقضا
1398,05,09 07:54
هر آنگونه که میخواهی مرا تصور کن یاری موقعیت شناس و فرصت طلب! آکتوری چیره دست و شکارچی لحظه ها و یا دلداری سرگردان و بی خیال و شاید هم مهربانی کم جرات و ترسو!! هر آنچه دوست داری تصور کن مرا از زباله دان تاریخ به این حوالی پرت کرده اند مچاله شده در خویش روحی سرگردان و گریزان آکتوری طرد شده از صحنه خوشی های زندگی مرده...
-
از من مخواه
1398,05,08 12:26
در انزوا سر بر شانه ها ی تشویش فرو رفته ام در خاطراتی وهم آلود از من نمانده چیزی... جز؛ ویرانه ای ناآباد. شکسته در خویش فرحناز هرندی/صبور
-
اجلاس همسرایی 98 تهران سالن همایش صدا و سیما
1398,05,06 21:32
خانم دکتر معصومه ابتکار
-
خاطرات تبریز 98
1398,05,06 07:10
خاطرات تبریز 98 در محضر استاد دکتر بهروز ایمانی و دریافت هدیه ارزشمندشان سپاس از استاد و برادر بزرگوارم جناب فرخی قراملکی به پاس زحمات بی ریایشان
-
9ریشتر
1398,04,18 11:58
زلزله ام ویرانگر بنای لحظه های ناب گسل انداخته ام بر جان زندگی از من و جهان من چیزی نمانده جز تلی از خاک ندامت این صدای ناقوس مرگ است که می پیچد ... در کوچه پس کوچه های خلوت ذهن زلزله زده ام ویرانگری ویرانم؛ تنهاتر از هر تنها! فرحناز هرندی/صبور
-
شجاعت
1398,04,17 23:07
هر روز آغازی ست برای زندگی و انجامی برای مرگ از هر اندوه تجربه ای می ماند و از هر روز خاطره ای پس چه باک از این که فردا بمیرم. پائولو