-
برای تو...
1400,01,01 11:24
همه ی گلا میدونن تو نیای بهار نمیشه
-
نیستی
1399,12,08 01:25
فارغ از هیاهوی هر شهرم بی خیال ترین شاعر دنیا می دوم تا ته ته خوابم دلخوشم به خواب و این رویا فرحناز هرندی
-
بهارم بمان
1399,10,20 12:29
دیشب دوباره میان خواب هایم روییدی سبز و تنومند و من در انتهای پنجره ی طوفان زده ی زمستان سر بر سینه ی گرمت نهادم و بهاری شدم و تو سرمست از شمیم نارنج های سپید فرحناز هرندی
-
[ بدون عنوان ]
1399,10,01 09:53
#حضرت_پاییز مهم نیست چند بهار را در آغوشت خوابیده باشم حضرت پاییز پا به ماهم آبستن یلدا صدا بزن قابله ی ماه را از سینه های انارم شعر می چکد #فرحناز_هرندی_صبور یلدا برای کسی نامبارک مباد
-
آخرین پست
1399,08,22 18:09
به کوه سکوت پناه می برم به آفرینش خویشتنی دوباره به خدا می سپارمتان یا حق
-
به محاق رفته برگرد
1399,08,19 22:51
به محاق که می روی تلاطم موج های سینه جذر و مد نگاه همه گم می شوند ای کاش یکی بیاید و ماه را از محاق بیرون بکشد دلتنگ تلاطم سینه و جذر و مد نگاهش هستم کاش دوباره جان بگیرد جذر و مد سینه ام زیر نگاه ماهش فرحناز هرندی
-
کابوس به زبان ساده پارت اول
1399,08,16 22:19
دیشب دوباره اومدی تو خوابم، یه ساعت قشنگ دستت بودلباس اتو کشیده هم تنت. ولی نمیدونم چرا دست و پاهات خشک شده بود انگار سرما زده بود، تو اتاق پذیرایی خونه بابا بودی، راحت زیر یه لحاف خوابیدی. نگات کردم، بهت سلام کردم، خیلی خوشحال بودم اما انگار تو باهام قهر بودی. روت رو کردی سمت دیوار و خوابیدی. تا رفتم سفره ی نذری رو...
-
نطفه معطر
1399,07,29 23:55
من ترا به خلسه خواهم برد تا ببینم بدیع ترین حالت پرده بکارت ذهنم پاره شد با بیان عریانت باز برهنه شدی مثل اشک های لخت مادر زاد شور و لبریز از عشقی مثل شعرم، پر از فریاد آاه چه کرده ای با من!! من لباس های شعرم را در برابرت کندم با معطر ترین نطفه باردار کرده ای ذهنم فرحناز هرندی اروتیک
-
غوغای بنفش
1399,07,27 23:21
من همین جا میان آغوشت لابه لای عالم رویا شب، شبی دراز و تاریک است ماه لمیده زیر ابر عطر شعرم اروتیک است گم شدن چه لذتی دارد در میان ران و بازویت سخت بپوشانی ام در خویش سر بسایم به سینه ی داغت مثل ابر و ماهِ مست نرم در آغوش هم باشیم دست، زبان، لب و پستان بوسه، آغوش، بده بستان چه مراعات نظیر جذابی هیچ رعایتی نیست در اوج...
-
نوزاد عشق
1399,07,26 22:48
سرازیر کن اسپرم واژه ها را سمت زهدان ذهن چه لذتی دارد وقتی که در من متولد می شود شعری به رنگ چشمان تو فرحناز هرندی #اروتیک