-
تناسخ ها کیلویی چند؟!!!
1400,08,29 04:50
برو بیزارم از عشقی که حال بد به من میده منم ولگرد شبگردی که رسوایی به خود دیده منم رسوای ولگردی که شب تا صبح دلگیره به وقت مردن و مرگ هم مثه سگ پاچه میگیره برو هیچی نگو جونم بهارم رفت و نارنج نیست تموم عطر دوستی مون بجز درد و هزار رنج نیست یه وقتایی میای عاشق یه وقتایی میای شاکی دلت هر چی می خواد میگی به این پاخورده ی...
-
چاپکتاب بر بلندای احساس
1400,07,12 10:17
-
چاپ کتاب خلوت حریری ناز
1400,07,12 10:13
-
دمدمی مزاج
1400,06,18 18:20
پدرم بهمن و مادرم برف چرا ابر بهار شدم نمیدانم گاه آرام و عاشقانه گاه رگباری و طوفانی اما بی بهانه دوستت دارم ناز
-
دنیای زشت
1400,06,17 12:18
کاش دنیا دوربرگردان داشت بر میگشتم به دوران نوجوانی میان همان حوض آبی که تقلا می کردم برای زنده ماندن کاش رها نمی کردم دستهای آب را که به پیکرم چسبیده بود و جان را تاب می داد لب فرو بسته و خاموش می ماندم همان جا بی تقلا، بی تلاش پلک ها را بر هم می نهادم لبخند بر لب به استقبال مرگ می شتافتم کاش پا سست نکرده بودم بین...
-
کاش...
1400,06,15 18:32
کاش مژه های یک پلک بودیم خواب می رسید و ما نرم در آغوش هم می افتادیم خفتنش حالی دیگر آهنگی دیگر به راه عطش تنیده به هم #فرحناز_هرندی_صبور
-
۵۲
1400,05,21 19:46
علیرغم تمام نخواستن ها و تمایل نداشتن و ترس و استرسی که این چند روز داشتم و روحیه ام رو به شدت ضعیف کرده بود، امروز واکسن کره ای زدم، کم کم علائم درد دستم شروع شده. بماند به یادگار
-
فوبیا
1400,05,18 01:50
گدازه های ترسی که از دو هفته اخیر تو آتشفشان وجود ضعیف و خسته ام تلنبار شده بود، امروز با اصرار و یا به نوعی التماس محمدحسین و علی، برای زدن واکسن، فوران کرد و من رو تبدیل کرد به یه بچه تخسِ ترسوی نق نقو. مسیر رفتن خونه تا مصلی، انگار رو به غسالخونه می رفتم، به زور. ترافیک ماشین ها و ازدحام جمعیت رو که دیدم مثل مرده...
-
بر بلندای سکوت
1400,04,27 12:29
اگر هزار غم است از جفای او بر دل هنوز بنده ی اویم که غمگسار من است
-
بودنت مبارک
1400,04,20 23:20
و خدا ترا آفرید تا من شاعر چشم هایت شوم چه در کنارم باشی چه نباشی. فرحناز هرندی