-
واژه های وارونه
1396,03,02 18:53
به هوش باشید دهانِ عقل باز و چشم گوش بیدار کنید هر دَم، مدِ فریب می کوباند موج نگاه را به صخره های گناه و بی خبر از انتظار،کی، یک به یک میمیریم غریب کاروان می رسد تهِ امروز،زور ما به دستان اجل نمی رسد . . از زا به راه بودن بیزارم کوزه ی ترِ تن را شکستم و نشستم لب پنجره ی کالبد اجل آمد نوشید نسیم مرگ شعله ی زندگی ام را...
-
مزارستان شعر
1396,02,30 20:46
چه خوب ست زاده های ذهن را در مزارستانی به خاک می سپارم که تو هر روز از آن گذر داری عطر عبورت جان می بخشد زاده های پیچیده در کفن فراموشی را
-
بزم عاشقی
1396,02,28 23:48
ای کاش شبی باشد وُ من باشم وُ تو باشی وُ یک جام شرابی از آن خُم لعل گون شرابی نوشیدن لب باشد وُ یک حال خرابی
-
اسیر سیه چشمون
1396,02,28 23:38
این دل بخدا بی خبر از حال خرابت سرگشته اسیر هر، دو چشمان سیاهت لطفی بنما،رو بنما حرف دلت را قربان و تصدقت بروم صورت ماهت
-
محکم نفس بکش
1396,02,27 18:09
شبانی کور و بی رمه ام . بی سیاه چادر. اما... رمه رمه درد بی مادری در عمق جنگل سبز چشمانم نشخوار می کنند اشک را و رمه رمه شعر های کر بو در حسرت عطر وحشی پونه های مست می چرنند... بی هدف در دشت جنون واژه ها. رمه رمه باکره آهوانی که هر شام می زایند در بیشه ی تنهایی و فراموشی مادر غم را. شبانی شاعرم بیدل و خسته که عر عر...
-
عجب روز دل انگیزی شود!!
1396,02,20 17:41
عجب روز دل انگیزی شود! وقتی که... هوا؛ هوای بهار باشد ؛ سایه داری چون چنار باشد و... صدای جویبار و شراب انار و نگاه یار هم، خمار باشد. غزل بخوانی و صف بی قراران... هزار هزار باشد. صبح جمعه ای بیاید و کلید کعبه هم؛ به دست مبارک... آن شه در پرده شهریار باشد و.. ندای نوید آسمانی ظهور به دو عالم رسا و آشکار باشد و روشنی...
-
حضرت چشمت
1396,02,20 17:16
کاش از حضرت چشمت برسد لطف و کرم تا به سامان برسد هجر رخ و ... شعر و الم راز سرگشتگی ام را تو فقط می دانی... دفترم پر شده از داغ دل و.... اشک قلم.
-
جان جهان
1396,02,20 16:48
قاصدک رقص کنان می آید خوش خبر ناز کشان می آید خبر از آمدنی آورده خبر از نقره ی ماه آورده چه خوش انوار جهان، جان جهان می آید منجی و راحت جان، ماه نهان می آید. عاشقان عیدتان مبارک
-
شکفتن عشق
1396,02,18 18:02
غنچه ای کرده غمت در سینه ام کم کمک... عشقت شکوفا می شود
-
رقص شعله
1396,02,18 17:56
ای وای که چون شعله به رقص آمده ام من می سوزم و در البس شمس آمده ام من